●—♩—♪♫♫♪—♩—●
یه جای شلوغِ این شهر
بوی خاطراتو داره
...♫♩
خونهای که بچّگی رو
به یاد ماها میاره
...♫♩
اون روزا تو بازیامون
غم و غصّه جانداشتن
...♫♩
همه پیشِ هم میموندن
پا رو حرفا نمیذاشتن
...♫♩
آروم و گرم و صمیمی
شبای بلندِ یلدا
...♫♩
پدر و مادر بزرگا
قصه میگفتن تا فردا
...♫♩
به خیال ما میموندن
کنار ما تا همیشه
...♫♩
خونهی خاطرههامون
سرد و بیصدا نمیشه
...♫♩
کسی از تنهایی چشماش
خیره به دری نمیموند
...♫♩
ماه واسه خوابِ شبونه
با لالایی قصه میخوند
...♫♩
درای همیشه باز و
سفرههای با سخاوت
...♫♩
دستای همیشه همراه
چشمای غرقِ نجابت...♫♩
●—♩—♪♫♫♪—♩—●
دیدگاه خود را بگذارید