●—♩—♪♫♫♪—♩—●
منو سرمای این فصل و یه فنجون قهوه روی میز
یه برگ کاغذ واسه دردام یه مشت شعر خیال انگیز
...♫♩
نفهمیدم چیشد از کی شدم دیوونهی چشمات
شبها شد مونسم فکرت روزا انگیزه شد دستات
...♫♩
منو این قهوهی تلخ و یه مشت سیگار سوزونده
داره کر میشه احساسم دلم پیش تو جا مونده
...♫♩
حالا سردم شده بی تو ولی شومینه آتیشه
دلم یخ کرده از دوریت تنورش سردو خاموشه
...♫♩
توی این کافه من تنهام با یک دنیا خیال از تو
کجای این زمین هستی کجا داری نشونی تو
...♫♩
منو این قهوهی تلخ و یه مشت سیگار سوزونده
داره کر میشه احساسم دلم پیش تو جا مونده...♫♩
●—♩—♪♫♫♪—♩—●
دیدگاه خود را بگذارید