●—♩—♪♫♫♪—♩—●
دیدم تو خواب وقت سحر شهزاده ای زرین کمر
نشسته بر اسب سفید میومد از کوه و کمر...♫♩
میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش
میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش...♫♩
کاشکی دلم رسوا بشه دریا بشه این دو چشم پر آبم
روزی که بختم وا بشه پیدا میشه اون که اومد تو خوابم...♫♩
شهزاده رویای من شاید تویی
اون کس که شب در خواب من آید تویی تو...♫♩
از خواب شیرین ناگه پریدم او را ندیدم دیگر کنارم به خدا
جانم رسیده از غصه بر لب هر روز و هر شب در انتظارم به خدا...♫♩
دیدم تو خواب وقت سحر شهزاده ای زرین کمر
نشسته بر اسب سفید میومد از کوه و کمر...♫♩
میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش
میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش...♫♩
●—♩—♪♫♫♪—♩—●
دیدگاه خود را بگذارید